تبليغاتX
ملنگ علی

ملنگ علی

زیرا که خفته است شیر نستان بوریا

فردا که پیش گاه حقیقت شود بلند شرمند رهروی که عمل بر مجاز کرد


تفکیک هستی بر دو بخش حقیقت ومجاز ناشی از چه چیزی هست. ایا صرفا مکانیزمی برای توجیه رفتار انسانیمان
یا یا نگاه شاعران در پس پدیدها.

حقیقت چیست این سوالی است که چند روز است به ان می اندیشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:44  توسط ملنگ علی  | 

اگر چه افلاطون عزیز است حقیقت از ان عزیزتر است.
ارسطو


اگرچه باورهایمان عزیز است اما حقیقت ازان عزیزتر است. فهم این نکته که در طول زمان دربند خودمان قرار نگیریم کار سختی نیست . اما کمتر کسیست که از عهدی ان براید.
هر چند معلوم نیست اندیشهای تازه مان میتواند به همان اندازه مارا از حقیقت دور کند که نزدیک
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:5  توسط ملنگ علی  | 

بنام خدا

رفتارهای هرکسی ناشی از چیزهای متفاوتی می باشد

به نظر من انسان کامل کسی است که بداند رفتارش ناشی از چیست ومنشش از کدام نیازش نشئت می گیرد.

در این موقع است که ادمی اعمالش را کنترل می نمایدومنفعل نمی گردد

          

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 12:54  توسط ملنگ علی  | 

به نظر می رسد راحت ترین کارها خدایی کردن است وبندگی کردن مشکلترین کارست.


ولی بزرگی گفته است
بندگی سهل است ازاد ار شوی
عشق شیرین است فرهاد ارشوی

از فرید خویش میگردی تو دور
پایبند جمع اضداد ار شوی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:41  توسط ملنگ علی  | 

          تا نزاید بخت تو فرزند نو             خون نگردد شیر شیرین خوش شنو

تقریبا یک سال از اخرین مطلبی که در اینجا نوشته ام می گذرد. خود نیز نمی دانم چه شد که دیگر خامه خشکشید قلم بشکست امروز اراده مان بر این تعلق گرفت. دوبار پریشان گویمان را سر بگیریم باشد که

          عروس طبع را زیور زفکر بکر ببندایم

                                                                                             باقی خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط ملنگ علی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 13:23  توسط ملنگ علی  | 

مدتی این مثنوی تعطیل شد                مهلتی باید .......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 12:33  توسط ملنگ علی  | 

بنام خدا

درخاطرات دور دست رنگ پريد اي كه دارم تنها يك ادم هميشه پرنگ (مارک شده) برايم مانده است دختری که وقتی از اتوبوس پیاد شد. برگشت و به من نگاه کرد حتمی خیلی انتظارها داشت ولی من انقدر برای کارهای که هیچ خاطره ای ازشان ندارم عجله داشتم .........

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 19:43  توسط ملنگ علی  | 

بنام خدا

وبلاگ برای ادمهای مثل من  جای برای ثبت ارای است که وقت برای پرورندنشان ندارند  تنها مجالی برای یاداشت طرح خامی از انهااست به این امید که مجالی دیگر بدان بپردازند یا دوستی انها را از خامی فکرشان اگاه کند و سایه روشنهای موضوع روشن تر شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:53  توسط ملنگ علی  | 

بنام خدا

چند روزي است كه فراغتي دست نداد چيزي بنويسم سعي ميكنم دوباره در هر مجالي چيز ي به فراخر وقت بريده حاضر كنيم

من فكر ميكنم علت اقبال ما ايرلنيان به وبلاگ ناشي از فرهنگ شفاهي داشتنمان است بر خلاف غرب بين تولد صنعت چاب وراديو در ديارشان كه چهار قرن فاصل افتاد  وانها توانستند فرهنگ مكتوب را براي خود نهادينه كنند.در ديارما بين ايجاد اولين چاپخانه تا راديو بيشتر از بيست سال فاصله طول نكشيد وما از خوابي به خواب ديگر در غلطيديم وصاحب فرهنگ مكتوب نشديم تيراژ پائين چاب كتاب وروزنامه ناشي از همين است. ولي وبلاگ بيشتراز ان كه مكتوب  باشد شفائي است ظرفيتهاي كه ما به ان عادت داريم را براورد مي كند. برهوا نوشته مي شود وگويند مسئوليتي در قبال  ان ندارد  وبيشتر دلمشغوليهاي  روزانش است  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:0  توسط ملنگ علی  |