تفکیک هستی بر دو بخش حقیقت ومجاز ناشی از چه چیزی هست. ایا صرفا مکانیزمی برای توجیه رفتار انسانیمان
یا یا نگاه شاعران در پس پدیدها.
حقیقت چیست این سوالی است که چند روز است به ان می اندیشم.
زیرا که خفته است شیر نستان بوریا
بنام خدا
رفتارهای هرکسی ناشی از چیزهای متفاوتی می باشد
به نظر من انسان کامل کسی است که بداند رفتارش ناشی از چیست ومنشش از کدام نیازش نشئت می گیرد.
در این موقع است که ادمی اعمالش را کنترل می نمایدومنفعل نمی گردد
تقریبا یک سال از اخرین مطلبی که در اینجا نوشته ام می گذرد. خود نیز نمی دانم چه شد که دیگر خامه خشکشید قلم بشکست امروز اراده مان بر این تعلق گرفت. دوبار پریشان گویمان را سر بگیریم باشد که
عروس طبع را زیور زفکر بکر ببندایم
باقی خدا
درخاطرات دور دست رنگ پريد اي كه دارم تنها يك ادم هميشه پرنگ (مارک شده) برايم مانده است دختری که وقتی از اتوبوس پیاد شد. برگشت و به من نگاه کرد حتمی خیلی انتظارها داشت ولی من انقدر برای کارهای که هیچ خاطره ای ازشان ندارم عجله داشتم .........
وبلاگ برای ادمهای مثل من جای برای ثبت ارای است که وقت برای پرورندنشان ندارند تنها مجالی برای یاداشت طرح خامی از انهااست به این امید که مجالی دیگر بدان بپردازند یا دوستی انها را از خامی فکرشان اگاه کند و سایه روشنهای موضوع روشن تر شود.
بنام خدا
چند روزي است كه فراغتي دست نداد چيزي بنويسم سعي ميكنم دوباره در هر مجالي چيز ي به فراخر وقت بريده حاضر كنيم
من فكر ميكنم علت اقبال ما ايرلنيان به وبلاگ ناشي از فرهنگ شفاهي داشتنمان است بر خلاف غرب بين تولد صنعت چاب وراديو در ديارشان كه چهار قرن فاصل افتاد وانها توانستند فرهنگ مكتوب را براي خود نهادينه كنند.در ديارما بين ايجاد اولين چاپخانه تا راديو بيشتر از بيست سال فاصله طول نكشيد وما از خوابي به خواب ديگر در غلطيديم وصاحب فرهنگ مكتوب نشديم تيراژ پائين چاب كتاب وروزنامه ناشي از همين است. ولي وبلاگ بيشتراز ان كه مكتوب باشد شفائي است ظرفيتهاي كه ما به ان عادت داريم را براورد مي كند. برهوا نوشته مي شود وگويند مسئوليتي در قبال ان ندارد وبيشتر دلمشغوليهاي روزانش است